.

اولین معافیت مربوط به قانون معافیت کارگاه‌ ها

معافیت کارگاه‌ های زیر ۵ نفر از پرداخت حق بیمه

اولین معافیت مربوط به قانون معافیت کارگاه‌ های تولیدی صنعتی و فنی که از خدمات دولت استفاده می‌نمایند مصوب سال شصت و یک و تا پنج نفر کارگر دارند این‌ها مشمول حق بیمه نیستند معافند از پرداخت حق بیمه  البته این قانون ابتدا بیان می‌ داشت که مصادیق کارگاه‌های فنی و مهندسی و تولیدی و صنعتی و فنی را  مصادیقش را هیات وزیران بنویسد.
به موجب بند ب ماده‌ی ۲ اصلاحیه قانون تامین اجتماعی سال هشتاد و هفت همه‌ی کارگاه‌ های تولیدی صنعتی و فنی تا پنج نفر مشمول این قانون شدند دیگر نیازی نیست مصادیق را یکی یکی احراز بکنیم ببینیم که آیا این کارگاه جزو اون مصادیق احراز شده بوده یا نبوده این یکی از معافیت‌ کارگاهی های هشتاد و هفت به بعد شامل همه‌ی کارگاه‌های فنی تولیدی و صنعتی زیر پنج نفر کارگر می‌شود نیازی به پرداخت حق بیمه ندارند معافند چه سهم کارگر چه سهم کارفرما کلا معاف هستند از پرداخت حق معافیت دوم ماده چهل و نه قانون برنامه سوم توسعه است که در ماده‌ی صد و سه قانون برنامه‌ی چهارم تنفیذ شده و تا سال نود این موضوع ادامه داشت که در سال نود با قانون برنامه‌ی پنجم یه مقدار تغییر پیدا کرد.
 
در این قانون قانونگذار با شرایطی اعلام داشته که سهم حق از بیمه‌ی حق سهم کارفرما فقط معاف است با این شرایطی که عرض می‌کنم نه کل حق بیمه حتی حق بیمه سهم کارگران باید از کارگر کسر کند و به تامین اجتماعی ارسال بکنه بپردازه فقط از سهم کارفرما معاف است اون هم این است که در صورتی که نیروی کار جدید استخدام بکندو نیروهای خودش را نیروهای سال‌های قبل خودش را هم کاهش ندهد یعنی با داشتن نیروی کار سال قبل در سال جدید اگر نیروی کارگر کار جدید اضافه کند اینها از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما معاف است اما نسبت به چه کسی معاف است ؟ نسبت به قبلی‌ها یا نسبت به کسی که فقط جدیدالاستخدام هست؟
 

مراحل استخدام در تامین اجتماعی

رویه‌ی تامین اجتماعی بر این هستش که نسبت به جدیدالاستخدام از ظاهر قانون هم همین استنباط میشه که برای کسی که جدید استخدام می‌شود معاف این معافیت شامل کارگران قبلیش نمی‌شود این قانون تا سال نود با توجه به  ماده 103 قانون برنامه‌ی چهارم که تنفیذ کرده بود همین حکم را لازم‌الاجرا بود رای وحدت رویه شماره‌ی 823 الی 829 سال هشتاد و پنج هیات عمومی نیز موید همین موضوع هست فقط یک نکته‌ای در قانون برنامه‌ی چهارم بر این قید شده درماده صد وسه که اون هم این است که در صورت تامین اعتبار یعنی منوط کرده به تامین اعتبار اجرا این بند ولی خب تامین اعتبار مشخص نکرده چه کسی باید تامین اعتبار بکنه ایا دولت باید تامین اعتبار بکنه تامین اجتماعی بپردازه؟خود تامین اجتماعی باید تامین اعتبار بکنه ؟
 
این قرار است کارفرمای معاف باشد کارفرمای بخش خصوصی و یک نفرم استخدام کرده تامین اعتبار یعنی چی یعنی دولت بدهد پرداخت حق بیمه کارگر به کارفرما قانون مبهم هیات‌مدیره این موضوع خیلی توجه جدی نکرده به عنوان یک شرط در واقع اینکه شرط منفی هست و شرط سلبی هست نگاهی بهش نداشته بلکه همین که کارفرمایی که یک نفر کارگر جدید را استخدام کرده اون مشمول معافیت قرار داده که صرف نظر از اینکه تامین اعتباری صورت گرفته یا نگرفته باشه این حکم در بند و ماده80  قانون برنامه پنجم به یه نحو دیگری پیش‌بینی شد و مصوب شد در بند و ماده 80 گفت : اعمال تخفیف پلکانی و یا تامین بخشی از حق بیمه‌ی سهم کارفرما نسبت به  کارگران جدیدی که با معرفی وزارت کار در کارگاه به کارگیری می‌شوند یکی اینکه نحوه‌ی معافیت را یه مقدار تغییر داد گفتش که اعمال تخفیف پلکانی نه از سهم کارفرما به صورت مطلق معاف باشه دیگه از قانون برنامه پنجم به بعد کارفرماها به صورت مطلق معاف نبودند و دیگر اینکه بیان کرد یا تامین بخشی از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایان یعنی بخشی از سهم کارفرما را دولت بدهد او و او بدهد به تامین‌اجتماعی، یه شرط دیگه هم برای کارگران جدید که به کار گرفته می‌شوند اضافه کرد که اونم این بود که این کارگران  حتما باید با معرفی وزارت کار یعنی از اون بیکارانی که در وزارت کار ثبت شده‌اند وزارت کار از اون‌ها معرفی بکند و کارگاه اون کارگر را به کار بگیره نه هر کارگری که خود کارگاه به کار می‌گیره و اعلام می‌کنه که من این کارگر به کار گرفتم این هم شرط بعدیش بود که خب قانون بسیار مبهم است.
 

منظور از تخفیف پلکانی چیه؟

هیچ آیین‌نامه‌ای چیزی هم برای این موضوع نوشته نشده که ما به اون استناد کنیم بگیم بله مثلا تخفیف پلکانی این بود که تا یک سال اول بیست درصد سهم کارفرما تخفیف پیدا کند مثلاً ، سال دوم ده درصد هیچ مشخص نیست این پلکانی منظورش چگونه هستش یا تامین بخشی از سهم بیمه‌ی حق بیمه کارفرما باز این هم روشن نشده به درستی که مشخص شود که چقدر را باید به دولت بدهد مرجع تامین کیست؟ دولت باید تامین بکنه ؟ در بعضی از موارد من دیدم که رای صادر شده از شعبه و استناد شده به بند واو ماده 80  از شعبه 80 ولی تکلیف مشخص نیست رای یک رای بسیار مبهمی شده و امکان اجرایی  وجود نداره شاکی هم تاحالا دوبار مراجعه کرده پیش ما ولی خب نمیشه کارش کرد.
 
 
تخفیف پلکانی
 
 
جواب سوالات حضار: « نه برای کل بیمه شده تامین اجتماعی گفته یعنی کارگاه‌های جدید که کارگاه‌ها کارگاه‌های غیر دولتین که میگه کارگاه‌های جدید که زیر پنج نفر کارگر دارن اینها بیان کارگر جدید استخدام کنند در واقع در راستای ایجاد اشتغال بوده .
بله این معاف هستند، برای دولت باشه خیلی خوب بود دولت می‌پردازه، کارفرما اصلاً کاری نداره شرکت دولتی باشه زیر پنج نفر کارگر داشته باشه که البته خیلی در عمل اتفاق نمیفته کارگاه‌های بنگاه‌های اقتصادی دولتی باشند که زیر پنج نفر کارگر داشته باشن اینا بیشتر برای بخش غیردولتی هست که برای تامین اجتماعی هست ولی خب متاسفانه هیچ راه حلی برای این موضوع پیش‌بینی نکرده قانونگذار.» 
 
سومین مسئله معافیت که مساله‌ی بسیار مهمی هم هست و هم اینکه خیلی مبتلابه هستش بحث تامین صد درصد هزینه‌ی بیمه‌ی همگانی و مکمل جانبازان و درمان خاص آنها که بر عهده‌ی دولت اعلام شده .
 
 این در بند ج ماده‌ی 38 قانون برنامه سوم توسعه اولش شروع شد در اون قانون پیش‌بینی کرده بود که نسبت به جانبازانی که از کارگران و کارکنان مشمول قانون تامین اجتماعی هستند فرقی نمیکنه چه در بخش غیر دولتی باشند چه در بخش دولتی باشند این را به عهده‌ی دولت گذاشته بود که تامین صد درصد هزینه‌ی بیمه‌ی همگانی آنها را بپردازیم.
 
 این حکم در ماده‌ی 99 قانون برنامه چهارم نیز تنفیذ شد و ادامه یافت تا سال 89 که قانون برنامه پنجم تصویب شد در قانون برنامه پنجم بند ب ماده  چهل و چهار قانون برنامه‌ی پنجم اعلام کرد همین موضوع را باز پذیرفت ولی یه تفکیکی قایل شد و گفت شاغلین در دستگاه‌های اجرایی بر عهده‌ی دولت یا کارفرما باشه و شاغلین در غیر دستگاه اجرایی را هم گفت که بر عهده‌ی بنیاد شهید باشه که این صد درصد حق بیمه را بپردازد.
 
 ماده‌ی سیزده قانون جامع ایثارگران که الان عرضم خدمتتون لازم‌الرعایه است و با توجه به قانون اتمام دوره‌ی قانون برنامه‌ی پنجم در ماده سیزده قانون جامع ایثارگران این حق بیمه‌ی همگانی را پیش‌بینی کرده که از صد درصد پرداخت حق بیمه معاف هستند و نباید از پرداخت حق بیمه آنها کسر بشه و خودشون معافند یعنی اون هفت درصد ، اما نکته‌ای که در این قانون جامع ایثارگران وجود داره این هستش که این باید هر ساله در بودجه‌ی سنواتی پیش‌بینی شود که متاسفانه بله باز در قانون برنامه ششم وجود دارد که گفته مطابق بودجه سنواتی باز نه در قانون بودجه‌ی 96 و نه بودجه  97 در بودجه سنواتی پیش‌بینی نشده حالا این موضوع مهم هستش که آیا با توجه به اینکه قانون مقید کرده به پیش‌بینی در بودجه‌ی سنواتی ما چیکار کنیم آیا بگوییم که این از اون مصادیق اون رای شماره‌ی 164 هست که عدم تامین اعتبار مثبت حق نیست به اون استناد کنیم یا اصلا بگیم نه فعلا حق ایجاد نشده حق وقتی ایجاد می‌شود که قانونگذار بوده در بودجه سنواتی بگوید هنوز در قانون بودجه سنوات چیزی را  پیش‌بینی نکرده این چگونه می‌تواند مبنای این حق قرار بگیرد؟
 
این دو نظریست که وجود داره بین همکاران محترم به نظر می‌رسد که ما اون رای شماره 164 را که خودش البته یک بحث مستوفایی را میطلبه یه مقداری بیایم تحلیلش کنیم منظور از عدم تامین اعتبار که مثبت حق نیست کجاست ناظره به چه جهاتی است؟
 
 آیا اونجایی که قانونگذار حق را مشروط ایجاد کرده و گفته این حق را من می‌گویم به شرطی که در بودجه‌ی سنواتی بیاید یا منوط کرده باشد به بودجه‌ی سنواتی آیا اونجا هم می‌تونیم به اون عدم تامین اعتبار استناد کنیم یا نه عدم تامین اعتبار یعنی به معنی به یه معنی عدم تخصیص یه وقت بین تامین اعتبار و تخصیص اعتبار تفاوت هست قانونگذار یک حقی را ایجاد می کند  بودجه آن را هم پیش بینی کرده میگه صد نفر استخدام بکنید صد نفر در یک دستگاهی استخدام می‌کند بودجه حتما پیش بینی کرده الان بیاد بگه که یه دستگاهی بیاد من استخدام کردم ولی پول ندارم بپردازم چرا چون تامین اعتبار نشد ما اینجا به اون رای استناد می‌کنیم میگیم این که شما عدم تامین اعتبار مثبت حق نیست در واقع عدم تخصیص اعتبار هست،  این اعتبارش براش پیش بینی شده همینکه مجوز صد نفر را  قانون گذار داده که استخدام کنید حتما در واقع اعتبارش پیش‌بینی کرده و در قانون بودجه این پیش‌بینی کرده برای این دستگاه در بودجه‌ی اون دستگاه اما الان اگر تخصیص نیافته شما نتونستید تخصیص بگیرید.
 
 این مثبت حق نیست اما مستخدم از حقوق قانونی مکتسبی خودش برخورداره اما یه وضعیت دیگه نه قانونگذار می‌گوید من این حق را پیش بینی می‌کنم به شرطی که در بودجه‌ی سنواتی پیش‌بینی بشود به اعتبارش در واقع منوط کرده به مثل اون ماده‌ی چهارده قانون دامپزشکان در بحث اون فوق‌العاده مخصوص آن. خب سوال اول و پیش‌بینی کرد گفت از محل درآمد ماده 14 بپردازید سال اول خب از اون محل پرداخت حق بیمه شده سال‌های بعدش گفته بود در قانون بودجه‌ی سنواتی پیش‌بینی بشود خب هیچوقت پیش‌بینی نشد حالا ما کار نداریم مقصر کیه!  پس دولت میگه من لایحه دادم به مجلس، نپذیرفتن مجلس میگه شما لایحه ندادید!!
 
 
تامین اجتماعی
 
 
بالاخره نتیجه این که این پیش بینی نشده حالا در اینجا آیا می‌توان به این رای وحدت رویه استناد کرد یا خیر محل نزاع دقیقا همین است ، همین هست که در واقع محل اجرای این رای وحدت رویه شماره 164 که بیان می‌کند عدم تامین اعتبار مثبت حق نیست ،کجاست ؟
 
عدم تامین اعتبار به چه معناست در اینجا آیا عدم تامین اعتبار که منظور این که قانونگذار اعتبارش تامین کرده ولی دولت تامین اعتبار نمیدهد اعتبار را تخصیص نداده یا اینکه اگر قانونگذار هم پیش‌بینی نکرده باشه همینکه حق را در قانون آورده باشد کافیست برای این موضوع به ما رای می‌دهد این نکته‌ایست که در این قسمت وجود داره و در قانون ماده 13 قانون جامع ایثارگران و  خیلی از موارد دیگر در برنامه‌ی ششم متاسفانه در بحث قسمت مربوط به ایثارگران خیلی از احکام را منوط کرده به تامین اعتبار در بودجه‌ی سنواتی همون ماده‌ی هشتاد و هشت بند 3 که در مورد اعمال مدرک  تحصیلی برای حضور شش ماهه داوطلبانه در جبهه‌ها هستش اون هم حالا صرف نظر از اون استنباط که از قسمت ذیلش می‌شود اون هم دقیقا ناظر به همین موضوع هست که میگه طبق بودجه سنواتی حالابودجه  سنواتی نیاد ما چیکار کنیم؟! قانون برنامه را میشه یه مقداریش توجیه کرد در قانون برنامه می‌گیم که قانونگذار هدفش این هستش که یه برنامه بنویسد این برنامه که قانونگذار می‌نویسد هم برای خود مقنن هست هم برای قوه‌ی مجریه برای قوه‌ی مقننه و قوه قضاییه یعنی ما در واقع مسیر حرکت را روشن می‌کنیم و قرار است تا اونجا بریم پیش بریم برای رسیدن به اون اگر قانونی لازم است در این راستا در این مسیر با این سیاست‌های کلی قانون نوشته شود اگر آیین‌نامه‌ای لازم است در این مسیر اجرا در این مسیر باشد که هر کی ساز خودش را نزنه که ما از مسیر اصلی باز بمانیم  قانون برنامه قرار سیاست های کلی به ما بدهد حالا اگر  در قانون برنامه آمده می گویدکه من هدف مطلوب این هستش که جانبازان از بیمه همگانی شون معاف باشند سهم خودشون معاف باشند و پرداخت حق بیمه نکنن خب این یک برنامه است یک سیاست است اما در قانون بودجه بیاریم، بیاریم که محل تامین از کجا باشد چگونه به صندوقه بیمه ‌ای این مبلغ پرداخت شود از کجا پرداخت حق بیمه دولت بپردازد؟ بنیادشهید بپردازد؟ از محل دیگری بپردازد این در قوانین بیارید یعنی قوه مقننه قوه مجریه به فکر باش برای رسیدن به این مطلوب اون سازوکار قانونیش بیار این شود قانون برنامه اما متاسفانه فقط قانون برنامه نیست ما این را در قانون جامع حمایت خدمات جامعه ایثارگران داریم که قانون برنامه هم نیست در این قانون قرار است هر آنچه که در مورد ایثارگران اجرایی می‌شود گفته شود حالا این جانبازانی که می‌خوان از صد درصد هزینه‌ی بیمه‌ی همگانی خودشون  معاف باشند در این قانون پیش‌بینی شده اما گفته دربودجه سنواتی و در بودجه سنواتی قانونگذار نمی‌آورد، چیکار کنیم رای هم بدیم اجرایی نمی‌شود.
 
 تامین اجتماعی میگه: من تا پرداخت حق بیمه نگیرم که نمی‌تونم تعهدات خود عمل کنم صندوق بازنشستگی کشوری به همین ترتیب این متاسفانه باز ایجاد اشکال کرده و یکی از اشکالات جدی هستش که الان همکاران محترم پرونده‌های زیادی داشتن از این موضوع ، رای هم صادر کردن ولی کماکان در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته و اجراش حالا در قانون براساس رای وحدت رویه قبلی تا سال نود و پنج را تامین اجتماعی پذیرفت یعنی تا آخر سال نود و پنج که قانون برنامه پنجم  به استناد آن رأی وحد رویه اجرا کرد بود. بالاخره تحمیل شد تامین اجتماعی پذیرفت انجام داره میده اما از سال نود و پنج به بعد با توجه به این قانون که قانون برنامه نود و پنج نیست که قوانین دیگه را موقوف الاجرا بکند ماده 13  حاکم شده با این ماده 13 و اون قانون برنامه‌ی ششم که در هر دوتاش گفته شده طبق بودجه سنواتی، خب تامین اجتماعی میگه به من بگید در طی بودجه سنواتی چی گفته من همون عمل کنم، که بودجه سنواتی چیزی گفته نشده لذا از سال نود مقداری دچار اشکال شده و آخرین مستثنی مربوط به ماده‌ی هفت قانون حمایت از معلولان مصوب سال هشتاد و سه هستش که در این ماده‌ی هفت اعلام شده که اگر کارفرمایی افراد معلول را به کار گیری بکند از پرداخت حق بیمه معاف است اما معافیت اعمال معافیتش به این شکل هست ابتدا باید خود کارفرما این پرداخت حق بیمه را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت بکنه اما بره سازمان بهزیستی به میزانی که حق بیمه را به تامین اجتماعی پرداخت کرده است از سازمان بهزیستی مطالبه بکنه، خب در اینگونه موارد نمی‌تونیم ما اگر سازمان تامین اجتماعی این حق بیمه‌ی معلول را داره از کارفرما مطالبه می‌کنه ما نمی‌تونیم بگیم این معاف بوده و شما نباید مطالبه کنید مطالبش درسته تامین اجتماعی باید مطالبه کنه کارفرما هم باید پرداخت حق بیمه بکنه اما بعد از اینکه پرداخت کرد باید مراجعه کنند سازمان بهزیستی و اون را مطالبه کنه و دریافت بکنه.
  
موارد پنجگانه که عرض شد یا چهارگانه که عرض شد از مصادیق معافیت بود که طبیعتا در اینگونه موارد اگر کارفرما به تشخیص تامین اجتماعی برای دریافت حق بیمه شکایت بکنه اگر از این مصادیق این شرایط باشد در واقع شکایتش پذیرفته هستش و نباید تامین اجتماعی نسبت به مطالبه‌ی پرداخت حق بیمه نسبت به این‌ها اقدام بکند (نه اون معافیت‌ها که بیشتر درمورد جانبازان هست ) خب این مواردی بود که راجع به معافیت بود که عرض شد خب نکته ای که اینجا وجود دارد حالا این هست که ما موارد معافیت را شناختیم اما حالا می‌خواهیم حق بیمه را مطالبه کنیم این کارگاه که ما داریم از حق بیمه مطالبه می‌کنیم از مصادیق معافیت‌ها هم نیست سوای معافیت می خواهیم حق بیمه را بگیریم.
 

نحوه‌ی محاسبه و پرداخت حق بیمه چگونه هست توسط تامین اجتماعی؟

 در پاسخ به این سوال آیا در واقع سوال اینطوری تبیین بکنیم که آیا نسبت به همه‌ی کارگاه‌ها یکسان عمل می‌شود ؟ آیا کارفرما باید همش ارسال لیست بکنه به تامین اجتماعی؟  و لیست مطالبه کند یا نه؟ میگیم نه.
 
برای مطالبه‌ی حق بیمه و پرداخت حق بیمه توسط کارفرمایان سه دسته یا سه نوع مطالبه وجه یا پرداخت حق بیمه را می‌توان تصور کرد و در قانون وجوددارد :

یکی که اصل هم هست همون قانون ماده‌ی 38 و 28 قانون تامین اجتماعی هست که بر مبنای ارسال لیست است یعنی دستمزد و مزد واقعی را کارفرما احصا می کند و برمبنای اون یک حق بیمه کارگر را کسر میکند و با یک لیست به تامین اجتماعی ارایه می‌دهد این اصلی‌ترین هستش و درواقع علی‌الاصول پرداخت حق بیمه بر این مبنا صورت می‌گیرد.

دوم در بعضی از کارگاه‌ها بر پایه‌ی دستمزد مقطوع هست که مبنای این عمل ماده سی و پنج قانون تامین اجتماعی هست.

و دسته‌ی سوم و نوع سوم مطالبه حق بیمه طبق ماده‌ی چهل و یک قانون تامین اجتماعی، بر مبنای نسبت دستمزد به کل مبلغ قراردادی که وجود دارد،  نسبت دستمزد به کل مبلغ  محاسبه اقدام می‌کنه و مطالبه می‌کند.
 
تامین‌ اجتماعی تا سال 71 یک رویه‌ای داشت در این سه موضوع و بعد از سال هفتاد و یک یک رویه‌ی دیگری که الان حاکم هست و برخی از حقوقدان ها هم نسبت به اون رویه‌ی فعلی انتقاداتی دارند و از جمله به اون رای هیات عمومی و پاسخی که به اون انتقال داده میشه را بنده عرض میکنم:
 
 در بحث ارسال لیست بحثی نداریم روشن است، قانونگذار طبق ماده 39 و همچنین ماده 109 قانون تامین اجتماعی تکلیف کرده که کارفرما مکلف هستش که ظرف مهلت مقرر بپردازه براون دستوالعمل اومده دو ماه و کارگر اگر اعتراضی دارد دوماه مهلت دارد، ظرف شش ماه هم تامین اجتماعی این برآورد بکنه و محاسبه را انجام بده که آیا اشکالی دارد یا ندارد این موضوع که در ارسال لیست عمدتاً اشکال جدی وجود نداره اما قانونگذار طبق ماده‌ی تبصره 2 ماده 38 در واقع ماده چهل و یک قانون ، حداکثر توان تولید و رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای مالی کشور سال نود و چهار این اضافه کرده با این  شرایط حتما باید ارسال لیست صورت بگیره کارگاه‌هایی که واجد این شرایط هستند ارسال لیست در آنها صورت می‌گیرد.
 
 الف یا یک:
 پرداخت حق بیمه نسبت به کارگاه‌های ثابت باشد اگر محل کارگاه ثابت باشد شرط اول نسبت به جاهایی که طبق ماده‌ی بیست و هشت و سی و هشت و ارسال لیست انجام میشه یکی از شرایط این است، این محل کارگاه ثابت باشد این چهارتا شرطی که میگویم باید توامان باشند تا موضوع از مصادیق ارسال لیست باشد. مستند قانونی هم تبصره 2 ماده 38 قانون تامین اجتماعی الحاقی سال نود و چهار که به موجب همین قانون حداکثر توان تولید رقابت‌پذیر و رفع موانع تولید، شرط دوم این هست که موضوع ناظر به کارهای خدمات صنعتی، تولیدی، فنی، مهندسی یا ارایه‌ی خدمات اجتماعی باشد که قراردادهایی که منظورش درموضوع ارایه خدمات اجتماعی هستش هیچکس نتونسته تعریف بکنه که چی هست حتی خود  قانونگذار هم ولی موضوع قرارداد باید اینها باشد.
 
 سومین شرطی که برای ارسال لیست لازم هست این هست که موضوع کار یا موضوع همون قرارداد در همان کارگاه و با همان کارگران ثابت اون کارگاه صورت بگیرد اگر در لیست یادر سوابق اون کارگاه ملاحظه بشه که یک سری هزینه کردهایی را کارفرما نوشته که مثلا مال بار خالی کردن هست یعنی کارگر موقت گرفت این بار را خالی کرده اون دیگه نمی‌تونه به ارسال لیست استناد بکنه دیگه از ارسال لیست خارج میشه و چهارمیش ارسال لیست از سوی کارفرما صورت گرفته باشد با این سه شرط . البته در مورد شرط چهارم یه مقداری ان قلتی هست که خود بنده هم قائل بهش نیستم ولی عمدا آوردم اینجا که به بحث گذاشته بشه شرط چهارم حالا توضیح میدم شرط چهارم را که منظور از شرط چهارم چی هست تامین‌اجتماعی الان اینجوری عمل می‌کنه میگه در کارگاه‌هایی که ثابت هست موضوعشم فنی و مهندسی و صنعتی هست کار هم توسط همون کارگران کارگاه ثابت انجام میشه هیچ دلیلی ما نداریم که براساس کارگران موقت صورت گرفته ولی ارسال لیست نکرده کارفرما ، سر موعد مقرر که تا سر ماه بعدی هستش ارسال لیست نکردن در اینجا تامین اجتماعی میان چیکار می‌کنه میبرد بر مبنای ضریب،  ضریب میگه آقا قرارداد شما از نوع عمرانی بوده من می‌برم در اون ضریب عمرانی‌ها و مثلا پونزده درصد اون ضریب تعیین می‌کنه و مطالبه می‌کنه شکات میان در دیوان شکایت می‌کنن میگن آقا ما کارگاهمون این ویژگی‌ها را داشت کارگر ثابت بود ناظر موضوع پیمان ناظر به فنی و مهندسی امثال اون بود  و همین کارگر انجام شده بود الان این که من یه کوتاهی کردم در جایی که باید لیست ارسال می‌کردم لیست ارسال نکردم دیگه چرا نوع محاسبه‌ای حق بیمه داری تغییر می‌دید؟ شما ضمانت اجرایی که بار هستش برای من اون اعمال کنید خسارت بدن باید جریمه بدم هر چی اون اعمال کنید نه اینکه بیاید نوع دریافت حق بیمه را از حالت اعمال ارسال لیست به اعمال ضریب تغییر بدهید.
 
 خب بعضی از همکارا می‌پذیرند این استدلال را و بعضی‌ها هم نمی‌پذیرند من هر دو رای از شعب مختلف دیدم اون همکاری که استدلال می‌کنه و می‌پذیره می‌گوید که درست میگه کارفرما من بررسی کردم سوابق را و دیدم که محل کارگاه ثابت بوده کار توسط کارگران همان کارگاه ثابت انجام شده نوع کارهم از همین مصادیق مذکور در قانون صنعتی و فنی مهندسی بوده و لذا از مصادیقی نیست که باید ضریب تعیین بشود براش. بنابراین تأمین اجتماعی در اینجا اشتباه کرده و من ابطال تصمیماتش می‌دم اگر برگشت خورد و میگه دوباره بر این مبنا رسیدگی بعضی‌ها تایید می‌کنند استدلال تایید کننده هم این هست که می‌گوید در قراردادها پیمان اصل بر این هستش که ضریب اعمال بشود نه ارسال نیست و چون شرایطی که در قانون تبصره 2 ماده 38 و آن و قانون برخی از موانع تولید اومده بود یک شرط استثنایی هستش که اگر اینگونه باشد کارفرماارسال لیست نکرده یعنی نمی‌تونه ارسال لیست بکنه یعنی حق بیمه‌ها مشخص نبوده و دستمزدها معلوم نبود لذا نتونسته بگه که به فلان کارگر چقدر تصمیم دادن فلان کارگر چقدر فلان کار کرد این در بیاره و کارگرهای موقتی داشته بهشون دستمزد داده و اونها بیمه‌شده‌ها نبودند و لذا نتونست ارسال لیست بکنه بنابراین من عمل تامین اجتماعی را تایید می‌کنم . هر دوی این موضوع وجود داره به نظر شخصی بر این هست که رای اول درست است یعنی اون همکارانی که پذیرفتن شکایت را و حکم به ورود دادن درست رای دادند. حالا به نظر بنده اون هم این هستش که اصل اتفاقا بر ارسال لیست و ماده‌ی 28 و 38  قانون تامین اجتماعی و خود ماده دو قانون تامین اجتماعی دلالت بر این داره که اصل اولیه برای ارسال لیست است یعنی کارفرما پرداخت حق بیمه دستمزد کارگران که میده ارسال لیست و تعیین پرداخت حق بیمه کنه و بفرسته،  و این چهارتا شرط مال قراردادهای پیمان هست که در واقع بیان کرده اند این‌ها هم وقتی که کارگاه ثابت باشد و کار توسط کارگاه کارگر ثابت همون کارگاه انجام بشود باید لیست ارسال کنه الا اینکه لیست ارسال نکرده حالا اگر یه کسی که کارگاهش ثابت هست باید لیست ارسال بکنه لیست ارسال نکرد ما چگونه مطالبه کنیم؟ ایا نوع مطالبه عوض میشه ازش یا نه ضمانت اجراهای همون مطالبه اعمال می‌کنیم اینم مثل همون و اصل هم بر ارسال لیست در حق بیمه‌ها یعنی حق‌بیمه علی‌الاصول باید توسط لیستی که توسط کارفرما اعلام می‌شود ما اون را ملاک قرار بدیم برای مطالبه، مگر خلافش ثابت شود برای ما ثابت شود که کارگاه کارگاه ثابتی نبوده یا کارگاه ثابت به کارگران غیر ثابت داشتن اونجا بله می‌تونیم استناد کنیم به این موضوع که شما نباید ارسال لیست بکنید به صرف اینکه موضوع از مصادیق ارسال لیست بوده هر سه شرط وجود داشته ولی کارفرما ارسال نکرده ما نمی‌تونیم استناد کنیم به بحث ضریب و مبنا را تغییر بدیم این نظر شخص بنده هستش، که موضوع من این شرط عمدا به این خاطر عرض کردم که آیاارسال لیست شرایط هست یا نیست؟  که بنده معتقدم ارسال لیست جزو شرایط نیست ارسال لیست جزو تکالیف کارفرماست اگر تکالیف را انجام نداد ما بر مبنای اختیاراتی که قانونگذار داده طبق ماده  پنجاه . پنج و پنجاه امثالهم میریم سراغ کارفرما ازش مطالبه می‌کنیم.
 
تبصره ماده 2 ماده38 مبنای مطالبه‌ی حق بیمه در مورد پیمان‌هایی که دارای کارگاه‌های صنعتی و خدمات تولیدی یا فنی مهندسی ثابت می‌باشند و موضوع اجرای پیمان توسط افراد شاغل در همان کارگاه انجام می‌شود بر اساس فهرست ارسالی و بازرسی کارگاه است و از اعمال ضریب پرداخت حق بیمه جهت قرارداد پیمان معاف می‌باشند.
 

 فهرست ارسالی را باید جزو شرایط تلقی بکنیم یا جزو تکالیف؟

استنباط بنده این هستش که قانونگذار میگه اگر کارگاه ثابت باشد و کار توسط همان کارگران ثابت انجام می‌شود در قراردادهایی که موضوع پیمان فنی خدمات مهندسی هستش و این‌ها در اینگونه موارد طبق لیست ارسالی اقدام می‌شود و اگر لیست ارسال نکرد، باید ضمانت اجرای عدم ارسال لیست بپذیری.
 
 تبصره ماده 2:  مبنای مطالبه‌ی حق بیمه در مورد پیمان‌هایی که دارای کارگاه‌های صنعتی و خدمات تولیدی یا فنی مهندسی ثابت می‌باشند و موضوع اجرای پیمان توسط افراد شاغل در همان کارگاه انجام می‌شود بر اساس فهرست ارسالی و بازرسی کارگاه است و از اعمال ضریب حق بیمه جهت قرارداد پیمان معاف می‌باشند.
 اینجا میگه موضوع از مصادیق ارسال لیست حالا اگر که لیست ارسال نکرد باید ضریب تعیین کنیم.  
 

منظور از کارگاه ثابت و غیرثابت چیه؟ 

عرفی برداشت میکنیم چون در قانون نگفته، میگیم کارگاه ثابت اون کارگاهی هستش که همیشگی دیگه ، اگر برای یک نوع کار فقط یک کارگاهی ایجاد شده باشه و اون کارگاه کارگاه غیر دایم خواهد بود به فرض شمابرای احداث یک راه یا یک پل یک کارگاهی را در یک جایی ایجاد کرده که یک سری ملزومات بتنی تهیه می‌کنه و می‌فرسته برای این که برای مثلا فونداسیون این پل هم فقط قرار ازاین استفاده بشه بعد از اون دیگه نیازی نیست ما به بتن‌های این چنین سازه‌های بتنی نیاز نداریم که استفاده بکنیم بله کاملا دو ماه سه ماه ما این پل را می‌خوایم استفاده کنیم برای این مجبور شدیم که کارگاه موقت ایجاد کردیم که این می‌سازیم و تحویل اون پروژه‌ی اصلی میدیم اون انجام میده،  خب اینجا ما یک سری کارگر اوردیم مثلا بلوک زن داره بلوک میزنه اینها کارگر موقت هستند هرچقدر دستمزد دادیم دیگه نمی‌تونیم تو لیست بیاریم و لذا قرارداد ما میفته در قراردادهای اعمال ضریبی دیگه ثابت تلقی نمی‌شود ولی متاسفانه تعریف قانونی نداریم. حتی بنده  در اینترنت سرچ کردم که ایا برای کارشناسان رسمی  اینها چیزی وجود داره برای اون کارگاه‌های فنی مهندسی چیزی دارن اونها یا نه اونجا چیزی پیدا نکردم این دلیل برای این نبودن نیست من پیدا نکردم شاید باشه .
 
کارگاه ثابت  تعریفش چیه من همه جا گشتم تعریف مشخصی ندارد. از یکی دو تا از همین مهندسین سوال کردم در این زمینه تو اینترنت سرچ کردم چیزی پیدا نکردم که دندانگیر باشه قابل ارایه باشه فقط دیگه محمول شد به معنی عرفیه آن بر این مبنا تامین اجتماعی عمل می‌کنه الان یعنی روش  برای همین برداشت عرفی هست یه کارگاه هستش این کارگاه ثابت یا موقت حالا دوستان یه جایی پیدا کردن تعریفی چیزی که ما هم استفاده بکنیم خیلی ممنون میشیم.
 
مثال حضار: «ولی در قانون کار و در جایی که بین کارگر و کارفرما اختلاف حاصل میشه محل وقوع کارگاه در واقع برای هییت حل اختلاف کار در واقع مرجع صلاحیت‌دار دونستن فرض بفرمایید که یه شرکتی در تهران به ثبت رسیده ولی محل اجرای پیمان یاکارگاه تولیدیش مثلا در همدان خب اگر یه کارگری اونجا با کارفرما اختلاف حاصل بشه اونجا در واقع هییت حل اختلاف اداره‌ی کار شهرستان همدان صلاحیت رسیدگی به این موضوع را داره چون کارگاه اونجاست چون کارگاه اونجا کارگاه تلقی می‌کنند بحث اینجاست اینها برای اینا دارن لیست ارسال دارن میکنن حالا برای این کار تولیدیهای کارگاهی را درست کردن در همدان و اونجاها هم لیست میدهند  بعضی وقتا سازمان تامین اجتماعی میاد میگه آقا من کد کارگاهی به تهران داد و در واقع کارگاه ر تهران میدونه  حالا اینجا این سوال مطرح میشه که به هر حال وقتی که اختلاف حاصل میشه پس کارگر ما بفرستیم تهران دیگه بگیم آقا چون محل کارگاه تهران نزدیک محل کارگاه اونجا نیست و مراجع حل اختلاف کارم صلاحیت خودشون و در همدان پذیرفتن رسیدگی کردن به این موضوع این هستش که واقعا ما در کارگاه ثابت و غیرثابت دچار مشکل هستیم یه تعریف صحیح  نداریم من به نظرم میرسه که تعریف صحیح در این موضوع باید وزارت صنعت و معدن بده یعنی حداقلش اینه که وزارت صنعت  برای ما تعیین بکنه که کارگاه ثابت چیست کارگاه غیر ثابت یعنی چه  به من به نظرم مرجع صلاحیتدار برای چنین تعریفی وزارت صنعت و معدن نه سازمان تامین اجتماعی که بیاد به تصور خودش یه تعریفی از کارگاهه ثابت یا غیر ثابت داشته باشیم» البته تامین اجتماعی تعریف ارایه نکرده یعنی ما می‌گیم که خب آقای هیات الاختلاف همدان شما رسیدگی کرد پس از اون میخوایم استفاده بکنیم که این کارگاه کارگاه ثابت است در حالی که همون همکاری قضایی محترم ما که وقتی از او شکایت میشه  بهش میگن چرا رسیدگی کردید این کارگاه از نظر من کارگاه غیر ثابت و موقته حق نداشتی رسیدگی کنی یا اینکه نه بگه من کاری ندارم کارگاه ثابت یا غیرثابت  همین که یه کارگاه در اینجا وجود داره شما هییت حل اختلاف بررسی کن قانونگذارانی کارگاه ثابت را بیان کرده برای پرداخت حق بیمه و در قانون کار و دستورالعمل مربوط به دادرسی هییت تشخیص حل اختلاف اونجا کارگاه غیر ثابت نگفته. 
 
 
پرداخت حق بیمه
 
 
کارگاه عرفا ممکنه بگیم کارگاه به همونجا  اطلاق می‌شود که کارگاه موقت باشد کارگاه ثابت باشد موقت نباشد ولی این خیلی  قابل استناد نیست.  برداشت  موقت هم هست هر جا کارگاه موقت داشته باشیم به این موضوع رسیدگی بکنه این خیلی نمی‌تونیم ملاک قرار بدیم برای این موضوع چون خودش در واقع یک قضیه‌ای ثابت نشده و متفاوت از این موضوع ما هم هست چون اینجا کارگاه ثابت گفته بودن بهتر که وزارت راه و شهرسازی تعریف کنه، وزارت صنعت و معدن هست این‌ها مرتبط‌ترین هستند به این موضوع بیان تعریف بکنن وزارت کار هست بالاخره این کارگاه ثابت تعریف شود مشخص شود خیلی خوب هست از این سردرگمی خلاص پیدا می‌کنیم ولی فعلا در واقع ما میتونیم این همه معانی عرفیه در نظر بگیریم که یک رویه خودمون ایجاد کنیم در بعضی موارد رویه و ادبیات حقوقی که همکاران محترم قضایی تولید می‌کنن خودشون مبنای یک تصمیم‌گیری در دستگاه‌های اجرایی میشه و میتونه خودش یه مبنا باشه که کارگاه ثابت و کارگاه موقت در ملاک ما این کارگاه موقت اون کارگاهی که برای کارهای موقتی  ایجاد شده و بعدشم برچیده میشه این می‌شود کارگاه موقت کارگاه ثابت کار که تموم شد این کارگر این کارگاه یه کار دیگه‌ای داره میگیره مثلا کارش کلا ساخت و ساز یا راهسازی خب یه راه آزاد راه کربلا را میگیره تمومش می‌کنه میره ازاد راه شمال میگیره، یه کارگاه در همدان و کرمانشاه بود یکی میره در شمال میشه. همان کارگاه کارگران ثابت استفاده می‌کنه کارگران ثابتی هم داره با همون کارگران کار را انجام میدیم این می‌تونیم بگیم کارگر ثابت کارگاه ثابت که حالا محل تهران یا هرجا ولی اونهایی که در جاهای مختلف داره میزنه به حسب نوع کار بشود موقت حالا اینها عرض می‌کنم همه برداشت عرفی مبنای قانونی در این زمینه متاسفانه نه آیین‌نامه نه قانون من پیدا نکردم.
 
کارگاه موقت کارگاهی که برای انجام یک کار موقت در یه جایی ایجاد میشه بعدشم برچیده میشه مثلا که عرض کردم برای پلی که داریم در یک جایی می‌زنیم ما یک برای زیرساخت‌های بتنی این پل یک کارگاه ایجاد می‌کنیم این کارگاه فقط  بتن تولید کنه برای اینکه تموم شد کارگران برچیده میشه کارگاه برچیده میشه این می‌شودکارگاه موقت.
 
یعنی مثل همون دعوای متقابلی که می‌گیم هم ارتباط کامل هم منشا واحد بعد میگیم حالا اگر بین این دوتا کدوم معتبر تره میگیم منشا واحد، حالا اینجا همینه،  نوع کار ملاک عمل قرار میگیرد.  
جواب حضار: شامل میشه این کارگر ثابتی است نوع کارش کلا کارهای پروژه خدمات فنی مهندسی دیگه این نوع کارش یکسان محل کارشون ثابت این کارگاه ثبت با همون کارگران داره انجام میشه این کارگاه  میشه کارگاه ثابت اما اگر نه همین کارگاه ثابت برای یه قسمتی از کارش مجبور میشه یه کارگاه موقت دایر بکنه برای انجام یک سری کارها ، موقتیست  مثل زیرساخت پلی که عرض کردم برای این کار فقط این می‌شود که کارگاه موقت واگر همون کارگران باشه و همون کارگاه خدمتتون که همون کارگاه ثابتش یعنی من یه کارگر یه شرکتی دارم صد تا کارگر دارم کارگران همه در راهسازی کار می‌کنن حالا یه روز پروژه‌ی آزادراه شمال میگیرم یه روز آزادراه جنوب میگیرم  این کارگاه را تغییر نمیده این ثابت است.
 
ثابت ولی یه وقت هست که نه من علاوه بر این صد نفر برای تهیه‌ی آسفالت این کارگاه هم مثلا یا برای نیوجرسی هایی که لازم دارم در کنار این کار برای تهیه‌ی این نیوجرسی و بتن نیوجرسی یک کارگاه موقت دیگه‌ای ایجاد کردم که بتن تهیه میکنم یکساله  ام هست بعد یکسال تموم میشه. حالا اون میشه کارگاه موقت و و قتی اضافه شد نمیتونم لیست ارسال بکنم باید یه ضریبی اعلام کنم. مباحث دومش که در بحث دستمزد مقطوع اعلام ماده 41 هست مانده.
 
دربخشنامه 9/14 آمده در راستای تبصره ماده 38 تعریف کارگاه ثابت کرده است اخیراً در هییت تشخیص مطرح شده.
به منظور اجرای عملیات موضوع پیمان تاسیس نگردیده دارای ماهیت دائمی بوده به نحوی که در آن یک فعالیت اقتصادی به صورت مستمر با بهره گیری از نیروی انسانی و وسایل مادی برای ارائه خدمات به مراجعات ارائه می شود. خیلی تعریف جامعی نیست و فقط برداشت خودش الان هست. فقط گفته اینها از نظر من کارگاه ثابت هستند درحالیکه برداشت برداشت عرفیست.
 
 
امتیاز شما به این مقاله از 1 تا 5 چند است؟

نظرات (0)

فرم ثبت نظر

تماس با مشاوران دادیستا