.

اختلافات و دعاوی حوزه فوتبال

دسته بندی

یکی از پرطرفدارترین و تاثیرگذارترین پدیده‏های جامعه امروز، ورزش فوتبال است. در سال‏های ابتدایی پدید آمدن فوتبال، این ورزش ساختار و قوانین خاصی نداشت، بلکه خاصیتی تفریح‏گونه داشت و اوقات فراغت افراد را پر می‏نمود. با گذشت زمان این عرصه نیز مانند بسیاری از عرصه‏های دیگر دنیای مدرن، روند تکاملی خود را طی کرد و دارای ساختاری مشخص شد؛ به نحوی که برای تمامی مسائلی که ممکن بود این ورزش با آن مواجه شود، قانونی مشخص تعریف گشت.
 
انسان‏ها که موجودات اجتماعی هستند، در بسیاری از مواقع در سطح آگاهی‏ها، استعدادها و انواع ویژگی‏های اخلاقی، فرهنگی و خانوادگی متفاوت‏اند و از سوی دیگر انگیزه‏ها، خواست‏ها و نیازهای یکسانی ندارند. به همین جهت بروز اختلاف میان آنها حتمی به نظر می ‏رسد. یکی از اختلافاتی که در دنیای امروز به نحو قابل توجهی در حال افزایش است، اختلافات ورزشی و از جمله اختلافات ناشی از فوتبال است. 
در طی سالیان متمادی، به دنبال سازمان یافتن و قانونمند شدن ورزش فوتبال، تلاش‏های بسیاری انجام شد تا در مورد‏ اختلافات فوتبالی ساز و کارهایی تعریف شود. در همین راستا در وهله‏ی اول انواع اختلافات فوتبالی طبقه‏بندی شدند و پس از آن راه و روش قانونیِ مناسب برای حل آن اختلافات، طراحی و تدوین گردید.
اختلافات حوزه ورزش و از جمله اختلافات فوتبالی تنوع بسیار زیادی دارند؛ به نحوی که طبقه‏بندی‏های متفاوتی از آنها می‏توان ارائه کرد. یکی از این طبقه‏بندی‏ها، تقسیم اختلافات فوتبالی به دو نوع اختلافات قراردادی و غیرقراردادی است. هر شکایتی که در حوزه فوتبال مطرح می‏شود، به نوعی در ذیل یکی از این دو نوع اختلاف، جای می‏گیرد. در ادامه به چند نمونه از مهم‏ترین دعاوی که در ذیل عناوین فوق مطرح می‏گردد، اشاره می‏کنیم.
 
اختلافات قراردادی:
اساس بسیاری از روابط، قرارداد است. مهم‏ترین قراردادهای مرتبط با فوتبال شامل قرارداد ورزشکاران، مربیان، کادر پزشکی، کارمندان، واسطه‏های نقل و انتقالاتی، اماکن ورزشی، موسسات بازاریابی و اسپانسرشیپ و نیز قرارداد یک باشگاه با دیگر باشگاه‏ها می‏شود. عدم ایفای تعهدات در هر یک از این گونه قراردادها، می‏تواند مبنای شکایت در یکی از مراجع صالح قرار گیرد. قراردادها شامل تعهدات مالی و غیر مالی می‏شوند. 
 
مهمترین قسمت در قراردادها که آمار بالای شکایات را به خود اختصاص داده است، تعهدات مالی است. حتما تاکنون شنیده‏اید که بازیکنان یا مربیان دنیای فوتبال به علت تاخیر در پرداخت یا عدم پرداخت مطالبات خود، در یک مرجع فوتبالی طرح شکایت نموده‏اند و خواستار صدور حکم بر علیه باشگاه‏های مربوطه شده‏اند. برای مثال مربیان یا بازیکنان خارجی شاغل در لیگ ایران همچون برانکو، کالدرون، شفر، بودیمیر، بودروف و...  در طی سالیان گذشته از طریق طرح شکایت در مراجع بین‏المللی، اقدام به دریافت مطالبات خود (دستمزد و پاداش‏) نموده‏اند. چنین شکایاتی در مراجع داخلی و توسط بازیکنان یا مربیان ایرانی نیز مسبوق به سابقه است.
 
 همچنین دیده شده که بسیاری از اماکن ورزشی به واسطه عدم انجام تعهدات مالی، از ارائه خدمات به طرف دیگر قرارداد سرباز زدند و چه بسا اقدام به فسخ قرارداد نموده‏ یا شکایاتی را در مراجع صالح مطرح کرده‏اند. همچنین تعداد شکایاتی که ناشی از عدم ایفای تعهدات مالی کارگزار یا اسپانسر است در طی سالیان اخیر رو به افزایش بوده است. باشگاه‏های استقلال یا پرسپولیس که بخش عمده هزینه‏های جاری خود را از طریق قراردادهای کارگزاری یا اسپانسری مدیریت می‏کنند، بیشترین سهم را در طرح چنین شکایاتی دارند. 
 
طرح شکایت یک باشگاه از باشگاه‏ دیگر به علت عدم ایفای تعهدات مالی را میتوان در دعواهای مربوط به پرداخت حق رشد یا نحوه تقسیم آن یا پرداخت اقساط مربوط به صدور رضایت نامه یک بازیکن مشاهده کرد. برای مثال محکومیت باشگاه استقلال به پرداخت مبلغ 500 میلیون ریال حق رشد مهدی قائدی به باشگاه توحید بوشهر یکی از نمونه پرونده‏های این حوزه است.
بخش دیگر قراردادها، ناظر به تعهدات غیر مالی است. برای مثال در قرارداد بین بازیکنان و باشگاه‏ها تعهدات متقابلی وجود دارد که در صورت عدم ایفای آنها، فضایی برای اختلاف و طرح دعوی ایجاد خواهد شد. عموما باشگاه‏ها در قراردادهای خود با بازیکنان متعهد می‏شوند که در کنار پرداخت دستمزد و پاداش‏ها (که این بخش در ذیل تعهدات مالی قرار می‏گیرد)، شرایط مناسب تمرینی و حضور در مسابقات را فراهم آورند، اقدامات لازم را برای ورود نام بازیکن در لیست تیم، ثبت نام بازیکن در سازمان لیگ انجام دهند، همچنین باشگاه‏ها در قرارداد با بازیکنان خارجی متعهد می‏شوند که در سریع‏ترین زمان ممکن مجوز کار آنها را از سازمان‏های مربوطه دریافت کنند تا مشکلی در خصوص اقامت بازیکنان خارجی در کشور مربوطه ایجاد نشود. لذا اگر بازیکنی به هر علتی همچون محروم بودن یک باشگاه از پنجره نقل و انتقالاتی و... در بازه زمانی مشخصِ فصل نقل و انتقالات، درون سازمان لیگ ثبت‏نام نشود و در لیست تیم قرار نگیرد و به دنبال آن بازیکن بدون تیم باقی بماند، این حق را دارد تا ضمن فسخ قرارداد خود، از باشگاه مربوطه شکایت کند و اقدام به دریافت غرامت نماید.
 
در طرف دیگر، بازیکنان نیز تعهداتی نسبت به باشگاه خود دارند که نقض این تعهدات، منشا اختلاف خواهد شد. برای مثال بازیکنان متعهد می‏شوند که در تمرین و مسابقات حضور داشته باشند و غیبت غیرموجه نکنند، از دستورات باشگاه تبعیت کنند مثلا تاکتیک‏ها و برنامه‏های تیمی را مطابق خواست سرمربی اجرا کنند، در برابر باشگاه احترام را رعایت کنند و حسن رفتار داشته باشند، اگر در ضمن قرارداد تعهداتی در نظر گرفته شده‏است به آن عمل کنند؛ برای مثال در برنامه‏های اسپانسر مدنظر باشگاه شرکت کنند، در صورت منع باشگاه، از انعقاد قرارداد با  اسپانسر شخصی، خودداری کنند و... چنانچه این تعهدات توسط بازیکن رعایت نشود، برای باشگاه، حقوقی همچون حق فسخ یا تعیین جریمه انضباطی ایجاد می‏شود. در صورت اختلاف نظر میان باشگاه‏ها و یا بازیکن در مورد این که آیا هر یک از این تعهدات به درستی رعایت شدند یا آن که نقض گشتند، مراجع مشخصی، صالح به رسیدگی خواهند بود. 
پرتکرار ترین موضوع مورد اختلاف در حوزه قراردادها، مقوله فسخ‏ قرارداد است. به محض آن که یکی از طرفین قرارداد به هر دلیلی قرارداد خود را فسخ نماید و به آن خاتمه دهد، طرف دیگر قرارداد در نهادهای صالح طرح شکایت می‏کند تا در مورد موجه بودن یا غیر موجه بودن آن فسخ، حکم صادر گردد. فسخ قرارداد هم به علت نقض علت تعهدات مالی و هم به علت نقض تعهدات غیر مالی، امکان‏پذیر است.
 
اختلافات غیر قراردادی:
برخی اختلافات لزوما تحت تاثیر قراردادهای مابین اشخاص حقیقی یا حقوقی مرتبط با فوتبال نیستند؛ بلکه ناشی از نقض قوانین فوتبالی همچون اساسنامه، مقررات، آیین‏نامه‏ها و دستورالعمل ‏های فدراسیون، کنفدراسیون فوتبال آسیا، فیفا و زیر مجموعه‏های آن، انجام اعمال خلاف روح ورزش و فوتبال یا انجام اعمالی است که به تمامیت و اعتبار فوتبال لطمه وارد می‏کنند. تنوع مصادیق در این بخش از اختلافات بسیار زیاد است و به تناسب آن مراجع رسیدگی کننده و راه‏های حل این اختلافات نیز متفاوت می‏شود. در ادامه به نمونه‏هایی از این نوع اختلافات اشاره خوانده شد.
یکی از مهم‏ترین دعاوی و اختلافاتی که در این بخش مطرح می‏شود، خشونت و خطاهای خشن در حین بازی و یا خارج از زمان جریان بازی است. فوتبال یکی از پرطرفدارترین و پربیننده‏ترین و پرحاشیه‏ترین ورزش‏هاست. باید به این نکته توجه کرد که این ورزش به همان میزان که موجب نشاط جامعه و همچنین سلامت روحی و بدنی ورزشکاران می‏شود، محل بروز انواع خطرها و برخوردهاست؛ به نحوی که در طول تاریخ شاهد برخوردهایی بودیم که منجر به ضرب و جرح، نقص عضو و یا حتی مرگ یک ورزشکار شده است.
 
خشونت ورزشی عبارت است از رفتاری که بر خلاف قواعد، مقررات و ذات ورزش باشد، و باعث ایجاد آسیب گردد. با این وجود نمی‏توان همه رفتارهای خشن را از یک نوع دانست. برخی رفتارها با وجود خشن بودن، در ورزش مجاز محسوب می‏شوند. به این ترتیب می‏بایست میان انواع رفتارهای خشونت‏آمیزِ فوتبالیست‏ها قائل به تفکیک شد. عموما رفتارهای خشن را می‏توان به سه نوع: 1) برخوردهای فیزیکی خشن، 2) خشونت مرزی یا بینابین، 3) خشونت مجرمانه تقسیم نمود. 
 
1) برخورد فیزیکی خشن در این جا همان رفتار جسورانه و بی‏باکانه است. امروزه یکی از فاکتورهای جذابیت‏ فوتبال همین نوع رفتارها و به اصطلاح بازی درگیرانه است. در واقع این رفتارها مجموعه‏ای از برخوردهای پرقدرت، شدید و مجاز (در چارچوب مقررات فوتبال) هستند که بدون نیت آزار یا آسیب رساندن به دیگری انجام می‏شوند. این رفتارها نه جرم هستند، و نه حتی در مقررات انضباطی فدراسیون‏های فوتبال، برای آنها تنبیهی در نظر گرفته می‏شود. ممکن است گاهی داور در طول مسابقه با مشاهده چنین رفتاری به یک تذکر ساده بسنده نماید. برای مثال در حالتی که بازیکنان در یک نبرد هوایی برای دفع توپ، اصطلاحا سر به سر می‏شوند میتوان این نوع برخوردها را دید.
 
2) خشونت مرزی و بینابین نیز به گواه بسیاری از کارشناسان به عنوان جزئی از ذات فوتبال در نظر گرفته می‏شود. تکل‏هایی که بازیکن برای تصاحب توپ انجام می‏دهد و در ادامه آن به بازیکن حریف برخورد می‏کند، پریدن روی حریف، بالا آوردن بیش از حد پا برای تصاحب توپ و... همگی از این نوع خشونت هستند. مطابق آیین‏نامه‏های انضباطی اگر داور در چنین صحنه‏هایی بی‏احتیاطی یا استفاده بیش از حد از نیرو را تشخیص دهد، یک خطای فنی اعلام می‏کند و یا نهایتا به بازیکن خاطی کارت قرمز می‏دهد.
 
3) نوع سوم رفتارهای خشونت آمیز که می‏تواند منشا اختلافات قرار گیرد و محل بحث ماست، خشونت مجرمانه است که عبارت است از مجموعه‏ای از نابهنجاری‎های رفتاری، انحرافات و کجروی‏های اخلاقی که در آن به قوانین رسمی ورزشی یا هنجارهای پذیرفته شده ورزشکاران تجاوز می‏شود. تکل بسیار خشن، لگد زدن، پشت پا زدن عمدی، ضربه با آرنج که عمدی و آشکار باشد، همگی از این نوع هستند. رفتارهای خشونت آمیز در این نوع یا آنی هستند یا غیر آلی و محض. در حالت اول، فرد در حین بازی به علت حساسیت بالا، عملکرد فردی یا تیمی ناموفق، رفتار طرف مقابل و... اقدام به چنین خطاهایی می‏کند و اصولا بلافاصله ابراز پشیمانی می‏کند، در چنین حالاتی معمولا تا زمانی که رفتار فرد به قتل، نقص عضو، یا دیگر جراحات سنگین منجر نشود، دعوا در همان مراجع فوتبالی پیگیری می‏شود و در مراجع عمومی دادگستری مطرح نمی‏شود. نتیجه چنین برخوردهایی علاوه بر کارت قرمز در طول بازی، مجموعه‏ای از محرومیت‏ها و جریمه‏های مالی است.
 
رفتارهای خشن محض، آنی نیستند بلکه بعد از سوتِ توقف یا پایان بازی نیز ادامه خواهند یافت. در اینجا نه تنها قوانین فوتبال نقض می‏شوند؛ بلکه حتی هنجارهای غیر فوتبالی جامعه نیز مورد خدشه قرار می‏گیرند، در چنین حالتی می‏توان به خاطر چنین رفتار خشونت‏آمیزی هم در مراجع عمومی و هم در مراجع فوتبالی طرح شکایت کرد و خاطی را با مجازات‏ها و جریمه‏های گوناگون مواجه نمود. نمونه‏‏ای از این درگیری فیزیکی را می‏توان در شهرآورد نود و پنجم میان استقلال و پرسپولیس مشاهده کرد که خاطیان، جریمه و محروم شدند. 
موضوع بخش دیگری از اختلافات فوتبالی، شکایت ناشی از مسئولیت مدنی است. ورزش از حادثه تفکیک ناپذیر است و در صورت وقوع حادثه، امکان ایراد خسارت توسط تمامی اشخاص موضوع حقوق ورزش وجود دارد. همین امر موجب طرح انواع دعاوی مسئولیت مدنی بر علیه عاملان ورود ضرر و زیان، می‏گردد. باید تاکید کرد که ورزش به ویژه ورزش حرفه‏ای، یک تفریح صرف نیست؛ بلکه در هنگام وقوع حادثه، در صورتی که ارکان مسئولیت (ورود ضرر، ارتکاب فعل زیانبار، رابطه سببیت بین فعل مرتکب و ضرری که ایجاد شده است) فراهم باشد، مسئولیت مدنی ایجاد می‏گردد و فرد ملزم به جبران خسارت می‏شود.
عموما در رشته‏های گوناگون ورزشی، با دو قانون کلی مواجه هستیم. قانون اول منحصر به ذات آن ورزش است و در مورد قواعد و ضوابط بازی توضیح می‏دهد. این قوانین توسط بالاترین سازمان‏های بین‏المللی مربوط به آن ورزش تدوین می‏گردند.
 
قانون دوم ناظر به تامین ایمنی اشخاص موضوع آن ورزش (خصوصا ورزشکاران) در هنگام مسابقه ورزشی است. در عالم حقوق ورزشی و مسئولیت مدنی، قانون دوم بیشتر مد نظر است. لازم به ذکر است برای ایجاد مسئولیت، ابتدا باید وظایف هر شخص تعریف شود که در صورت قصور و تقصیر در انجام وظایف، مسئولیت ایجاد گردد. همچنین باید توجه نمود که مسئولیت مدنی در ورزش، محدود به رابطه ورزشکاران با هم و خسارتی که هنگام مسابقه و مبارزه به بار می‏آورند، نیست؛ بلکه بخش عمده آن ناشی از رابطه ورزشکاران با مربیان یا ناشی از عملکرد سهل‏انگارانه افراد شاغل در سازمان‏ها و مجموعه‏های ورزشی است. برای مثال اگر یک مربی حرفه‏ای که بر اساس وظایف شغلی خود باید برنامه‏های تمرینی مناسب به شاگردانش ارائه دهد، سهل‏انگاری کند و در اثر ارائه تمرینات آماتور، موجب مصدومیت بد و طولانی‏مدت شاگرد خود شود، مسئول است و در صورت طرح شکایت از سوی زیاندیده، محکوم به جبران خسارت می‏گردد.
 
یا در جای دیگر اگر مسئولین یک مجموعه ورزشی، جایگاه تماشاگران را به نحو استاندارد نسازند، و در حین مسابقه حادثه‏ای ایجاد گردد مثلا یک تماشاگر به خاطر جایگاه غیر اصولی، سقوط کند و آسیب ببیند، مدیران آن مجموعه ورزشی مسئول خواهند بود و باید جبران خسارت کنند. فوت کودک شش ساله (عماد صفی یاری) در اثر برق‏گرفتگی (برخورد با داربست‏های استادیوم آزادی) در بازی پرسپولیس و صنعت نفت  در سال 1398 نمونه‏ای از همان سهل‏انگاری در انجام وظایف است. به دنبال این اتفاق، شرکت پیمانکاری که مسئولیت بازسازی محوطه استادیوم آزادی را بر عهده داشت، مسئول شناخته شد. نمونه‏ دیگری از قصور را می‏توان در سهل‏انگاری مسئولان برگزاری مسابقه فینال جام حذفی سال 1397 مشاهده کرد که موجب نابینا شدن یک هوادار استقلال (اسماعیل بهداروند) شد. به علت عدم ایجاد فاصله مناسب میان جایگاه طرفداران دو تیم، یک شیء از طرف جایگاه تماشاگران تیم رقیب پرتاب شد و موجب آسیب چشم این هوادار گشت. قصورِ مسئولان برگزاری مسابقات، توسط این هوادار، مورد شکایت قرار گرفت.
 
یکی دیگر رفتارهای مورد شکایت در این بخش، جعل یا استفاده از سند مجعول است. اگر بازیکن، باشگاه یا هر شخص و نهاد فوتبالی برای بهره‏مندی از مجموعه‏ای از امتیازات یا برای معافیت از یک سری الزامات، اقدام به جعل سند و مدرک نماید و یا به نوعی از سند مجعول استفاده کند، علاوه بر آن که مطابق قانون مجازات اسلامی، در محاکم کیفری محاکمه خواهد شد، به واسطه ارتباط با فوتبال، در نهادهای قضایی فوتبالی نیز مورد بازخواست و محاکمه قرار خواهد گرفت. نمونه‏های زیادی از این نوع شکایات در دنیای فوتبال وجود دارد. شاید آخرین نمونه آن را بتوان در پرونده بازیکن گابنی باشگاه گل گهر سیرجان مشاهده کرد که با شکایت سه باشگاه لیگ برتری، نهاد قضایی صالح در  فدراسیون فوتبال (بر اساس نظر پلیس فتا که استفاده از ایمیل جعلی را توسط باشگاه گل گهر اثبات کرد) این باشگاه را با محرومیت‏هایی مواجه ساخت.
از طرف دیگر رفتارهایی همچون توهین، افترا، نشر اکاذیب نیز موضوع شکایات بسیاری در دنیای فوتبال قرار می‏گیرند. هر آن کسی که در داخل زمین یا خارج از زمین مسابقه به هر روشی، رفتاری کند که که مصداق بارز توهین، هتک حرمت، افترا و نشر اکاذیب باشد، به دنبال شکایت بزهدیده، مورد بازخواست و محرومیت قرار می‏گیرد. این محرومیت، جدای از مجازاتی است که به دنبال شکایت شاکی، محاکم عمومی دادگستری، برای خاطی در نظر می‏گیرند. نهادهای بین‏المللی فوتبالی حساسیت‏های بسیاری نسبت به توهین‏های نژادپرستانه دارند؛ به نحوی که حتی اگر شخص قصد توهین نژادپرستانه نداشته باشد اما از رفتار وی چنین توهینی برداشت شود، محرومیت‏های انضباطی را اعمال می‏کنند و اگر بزهدیده توهین شکایت کند، بلافاصله به شکایت او ترتیب اثر می‏دهند. نمونه‏ای از محکومیت شخص به واسطه توهین‏ نژادپرستانه را می‏توان در محرومیت شش ماهه عیسی آل‏کثیر مشاهده نمود. شادی پس از گل این بازیکن در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا، از طرف کنفدراسیون فوتبال آسیا، مصداق توهین نژادپرستانه در نظر گرفته شد و برای این بازیکن محرومیت انضباطی تعیین گردید.
 
تبانی نیز از دیگر مواردی است که موضوع بسیاری از شکایات و اختلافات فوتبالی قرار می‏گیرد. تبانی در واقع شامل تمامی اقدامات عمدی است که به منظور دستکاری در نتیجه بازی انجام می‏شود. این اقدامات از پیش طراحی می‏گردند و به طور مخفی انجام می‏شوند. این اقدامات می‏تواند از طریق توافق دو بازیکن، بازیکن و مربی، دو باشگاه، بازیکن و واسطه، بازیکن و باشگاه و... انجام شود. طرح چنین شکایتی و اثبات آن در محاکم صالح، مجازات‏ها و محرومیت‏هایی را برای دست اندر کاران تبانی به دنبال خواهد داشت.
رفتار دیگری که ارتباط تنگاتنگی با تبانی دارد و گاهی به صورت توامان با آن رخ می‏دهد، شرط بندی است. گسترش فعالیت سایت‏های شرط بندی و عدم وجود نظارت‏های قانونی بر آنها‏ موجب شده است که بسیاری از فعالان و اعضای جامعه فوتبال، به این عرصه وارد شوند و از طریق شرط بندی، نتایج مورد نظر خود را از مسابقات رقم میزنند و به این ترتیب سودهای کلان و هنگفتی به دست آوردند. در صورت طرح شکایت تبانی و اثبات آن، محرومیت‏های سنگینی در انتظار خاطیان خواهد بود. نمونه‏هایی از محکومیت به علت تخلفات تبانی و شرطبندی را می‏توان در رای مربوط به لیگ دسته دوم و مسابقات مربوط به تیم‏های سردار بوکان، شهید قندی یزد، شاهین بندر عامری، شهرداری ماهشهر و پاس همدان دید. نهاد قضایی مربوطه در فدراسیون فوتبال ایران، به علت تبانی و شرط بندی، باشگاه‏های فوق و تعدادی از بازیکنان و مسئولان آنها را، محکوم و محروم نمود.
 
هر یک از اشخاصی که در فدراسیون‏ها یا هیات‏های زیرمجموعه آن نقشی دارند یا به نوعی با چنین نهادهایی در ارتباط هستند، حق ندارند که از موقعیت خود سوء استفاده نمایند و پیشنهاد دریافت رشوه را مطرح نمایند یا پیشنهاد رشوه‏ای که به آنها داده می‏شود، بپذیرند. هر گونه سوء استفاده از موقعیت، ممنوع است. اگر شکایتی با این موضوع مطرح و اثبات گردد، خاطیان، علاوه بر مجازات‏های مقرر در محاکم عمومی، ملزم هستند که مجازات‏های انضباطی فدراسیون فوتبال را نیز متحمل شوند. یکی نمونه‏ رای‏های مربوط به سوء استفاده از موقعیت، پرونده دستگیری و محکومیت 7 عضو فیفا به اتهام سوء استفاده مالی و دریافت رشوه (100 میلیون دلاری) در سال 2015 است.
 
دیگر رفتاری که در ضدیت با اصل رقابت جوانمردانه قرار می‏گیرد و به سلامت مسابقات آسیب می‏زند، بحث دوپینگ است. دوپینگ در واقع مصرف یک ماده ممنوعه یا استفاده از یک روش ممنوعه توسط یک شخص سالم است که با هدف افزایش کارایی و عملکرد ورزشی صورت می‏پذیرد. چنانچه اشخاص حقوقی و حقیقی ادعا کنند که بازیکنی دوپینگ کرده است و این ادعا توسط ستاد ملی مبارزه با دوپینگ (نادو)، اثبات شود، محرومیت‏های سنگینی در انتظار بازیکن خواهد بود. یکی از نمونه رای‏های محرومیت بازیکن به علت دوپینگ را می‏توان در پرونده مربوط به حبیب گردانی مشاهده کرد که به علت مصرف ماده ممنوعه متنولون به مدت چهار سال (از 26 بهمن سال 1395 تا 25 بهمن سال 1399) محروم شد.
 
طرح هر یک از دعاوی پیش‏گفته در مراجع صالح، یا دفاع از خود در برابر چنان اتهاماتی، دارای پیچیدگی‏ها و ظرافت‏های خاص حقوقی و قانونی است و تنها کسانی که مسلط به حوزه حقوق ورزشی به ویژه حقوق فوتبال باشند، امکان موفقیت در این گونه پرونده‏ها را دارند. موسسه حقوقی دادیستا با افتخار اعلام می‏کند که با به کارگیری نیروهای متخصص، مجرب و آشنا به حوزه حقوق فوتبال، تمامی مشاوره‏های مربوط به این حوزه را به مخاطبین گرامی علی‏الخصوص بازیکنان، باشگاه‏ها، مربیان، واسطه‏های نقل و انتقالاتی و هر آن کسی که در حوزه فوتبال فعالیت و عضویت دارد، ارائه می‏نماید.
 
 
 
امتیاز شما به این مقاله از 1 تا 5 چند است؟

نظرات (0)

فرم ثبت نظر

دسته بندی

تماس با مشاوران دادیستا